زینا:پیشنهاد دهنده سفر به قم.

قم:جایی نا معلوم برایم البته فقط تا دیروز صبح!

چادر:ابزاری که خیلی دست و پا گیر است.(البته با این مورد زینا مخالف است.)

ساعت گوشی زینا:خیلی فیلسوفانه کوک شده بود: با یک ساعت تاخیر به صدا درآمد!

اولتیماتوم های زینا:من تا ساعت ۷ آماده شدم!!!

مترو:کندن کش چادر من با کلید خونه ی زینا اینا!!!

خنده های ما:طبیعی است! اگر نباشد یک جای کار لنگ است!

سمند سفید:چقدر با شکوه بوووود!!!

حبیب و پسرش: تا خود قم خواندند برایمان!

هزار تومان: یک دعوا راه افتاد برایش!

دریاچه نمک:با حرفهای دایی جان حسابی ترسناک بود برایم...

عوارضی آخری:جایی که شمارش من آغاز شد!!!

زنبیل آباد:کلی به اسمش خندیدم(فاطمه توروخدا ناراحت نشو!)

فاطمه:فرشته ای مهربان با کلی پسته!

مامان فاطمه:بانویی با کلاس: مامانِ فرشته...

کافه تلخ:میعادگاه ما.

لیلا:زیبا و مهربان و با وقار.

ناهید:دوستداشتنی و باشکوه.

اکرم:بامحبت و آرام.

زکیه:تو دل برو و غیر قابل نفوذ!

و من همچنان میشمردم!!!!

حرم:جایی برای گفتن دلتنگی ها...

سینی پر: قبلا گویا اسمش سینی یر بوده!

انجمن:محفلی دوستانه و شاد...

سمانه:دندون عقل!

خداحافظی:تلخ.خیلی تلخ.شاید تلخ تر از تلخی "فرانسه".البته نه برای زینا.

سوغاتی های قم:شرمنده لیلا به خدا نمیدونم چطوری از شما و بچه ها تشکر کنم....چه سوهان هایی بود... با چایی خیلی چسبید... حسابی خستگی راه از تنمون درومد...

جانماز و تسبیح:یک دنیا عشق.

نسیما:قرار شد پولش رو جناب قنبیت بده!!!!

تقویم:سارای نازنین...

سرماخوردگی:فکر کنم از قبل بهش مبتلا شده بودم...

 

و یک دنیا خاطره...

 

پی نوشت:

خیلی عالی بود.باز هم تشکر.نمایشگاه کتاب با زینا منتظرتونیم....