وقتی که تو نیستی
وقتی که تو نیستی
من حزن هزار آسمان بی اردیبهشت را گریه میکنم
فنجانی قهوه در سایه های پسین
عاشق شدن در دی ماه
مردن به وقت شهریور.
وقتی که تو نیستی
هزار کودک گم شده در نهان من
لای لای مادرانه تو را می طلبند
درها بسته و کوچه ها مغموم اند
چشم کدام خسته از آواز من
خواهد گریست
سفر به نام تو خانه
خانه به نام تو سینه
سینه به نام تو رگبار
سید علی صالحی
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 11:53 توسط فروغ
|
آن زمان که آفتاب روز