پدرم

پاکی قدومش
صفای وجودش
سنگینی سکوتش
نجابت و غرورش
و با زمزمه کلامش
در جذبه محراب
گستره وسیع جنت بود
و من فقط پدر می خواندمش
پی نوشت : دلم خیلی برات تنگ شده
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۸۸ ساعت 9:11 توسط فروغ
|
آن زمان که آفتاب روز