دیشب_دلتنگی
حرفهای درهم...
صدای پیانو...
برج کتابهای من...
چه افکاری...
دلم گرفته....
نمی دونم یعنی قبول میشم............
آره!من کنسرو اعتماد به نفسم...
اما امشب عجیب دلم گرفته...
شاید...
امیدوارم راهی که میرم درست باشه
یعنی فردا چه رنگیه؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:2 توسط فروغ
|
آن زمان که آفتاب روز